تبليغاتX
اشتاد
در قرآن آیات زیادی در مورد منشا حیات انسان وجود دارد که در بسیاری از آن‌ها شروع آفرینش انسان از خاک یا گل عنوان شده است:
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (26) حجر

و در حقيقت، انسان را از گِلى خشك، از گلى سياه و بدبو، آفريديم. (26)

در سوره الرحمن این گل به مثابه گل سفالگری صلب و خشک گفته شده است:

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ (14) الرحمن

انسان را از گل خشكيده‏اى سفال مانند، آفريد. (14)

همچنین در جاهایی نیز خلقت انسان از آب گفته شده است که در برخی جاها منظور ادامه‌ی نسل انسان می‌باشد نه شروع حیات وی:

الَّذِى أَحْسَنَ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلَقَهُ  وَ بَدَأَ خَلْقَ الْانسَانِ مِن طِينٍ(7) سجده

ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِينٍ(8)

همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده، و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد (7)

سپس [تداوم‏] نسل او را از چكيده آبى پست مقرّر فرمود (8)

همانطور که مشاهده می‌شود منظور از این آب که باعث تداوم نسل انسان شده است محیطی می‌باشد سلول‌های جنسی در آن وجود دارند و نباید با مبدا حیات اشتباه گرفته شود. در آیه‌های دیگری هم که منشا موجودات از آب ذکر شده است به نظر می‌رسد منظور نقش آب در حیات موجودات است که بدون آن حیات بوجود نمی‌آمد:

وَ اللَّهُ خَلَقَ كلُ‏َّ دَابَّةٍ مِّن مَّاءٍ  فَمِنهُْم مَّن يَمْشىِ عَلىَ‏ بَطْنِهِ وَ مِنهُْم مَّن يَمْشىِ عَلىَ‏ رِجْلَينْ‏ِ وَ مِنهُْم مَّن يَمْشىِ عَلىَ أَرْبَعٍ  يخَْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ  إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِيرٌ(45) نور

و خداست كه هر جنبنده‏اى را [ابتدا] از آبى آفريد. پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‏روند. خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند. در حقيقت، خدا بر هر چيزى تواناست. (45)

أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا  وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ حَىّ‏ٍ  أَ فَلَا يُؤْمِنُونَ(30) انبیا

آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختيم، و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم؟ آيا [باز هم‏] ايمان نمي‌‏آورند؟ (30)

اما به مسئله بسیار مهم شروع حیات برمی‌گردیم، همانطور که در آیات بالا مشاهده می‌شود گل اولیه خلقت انسان گلی خشک و صلب بوده است و این با تصور سنتی که در مورد ساخت انسان از گل به مثابه مجسمه‌ای گلین و سپس دمیدن در آن شکل گرفته است سازگار نیست، برای رد این تصور یک آیه بسیار مهم دیگر وجود دارد که در مورد خلقت حضرت عیسی می‌باشد:

إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ‏ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ  خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ(59) آل عمران

در واقع، مَثَلِ عيسى نزد خدا همچون مَثَلِ [خلقت‏] آدم است [كه‏] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت: «باش» پس وجود يافت. (59)

در مورد اینکه چرا خلقت برای خدا آنی است و برای ما تدریجی در پست «خلقت آنی یا تدریجی» توضیح دادیم اما یک نکته بسیار مهمی که در اینجا با آن برخورد می‌کنیم این است که خلقت آدم و عیسی مانند هم می‌باشد و از آنجاییکه عیسی نیز مانند بقیه مردم از مادری متولد شده است این موضوع ثابت می‌شود که خلقت از خاک پدیده‌ای آنی و یکباره نیست و می‌توان گفت که فرآیند کلی خلق تمام انسان‌ها از خاک می‌باشد و بین انسان‌ها از این لحاظ تفاوتی نمی‌باشد. علاوه بر مطالب ذکر شده با توجه به آیه زیر ابتدا خلقت انسان صورت گرفته است و سپس شکل او تغییر یافته است:

وَ لَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَئكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ(11) اعراف

و در حقيقت، شما را خلق كرديم، سپس به صورتگرى شما پرداختيم آن گاه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده كنيد.» پس [همه‏] سجده كردند، جز ابليس كه از سجده كنندگان نبود. (11)

در پایان بد نیست نگاهی به مباحث علمی روز در مورد منشأ حیات نظری بیندازیم. با اینکه شروع حیات روی کره زمین هنوز از نظر علمی کاملاً مشخص نیست و حلقه‌های گمشده‌ای در سیر آن وجود دارد یکی از رایج‌ترین گزینه‌هایی که برای آن مطرح می‌شود مدل سوپ بنیادین است که بطور خلاصه بیان می‌کند که آب و هوای بدون اکسیژن اولیه دوران ابتدایی زمین باعث پیدایش ترکیبات آلی اولیه شده است که پس از طی حدود 1 میلیارد سال و طی تغییراتی باعث پیدایش اولین موجودات زنده گشته است. اما یکی از جدیدترین نظریاتی که ریچارد داوکینز دانشمند صاحب نظر علوم زیستی در کتاب «ژن خودخواه» و نیز «ساعت‌ساز نابینا» مطرح می‌کند تئوری شروع حیات از «مواد معدنی غیرآلی»  به صورت تکثیرشونده‌های اولیه‌ای بوده است که در خاک رس و گل یافت می‌شده‌اند و به نوعی دارای مکانیزم رشد و انتشار بوده و چون مولکول‌های آلی در انتشار بهتر آن‌ها نقش داشته‌اند همچون داربستی برای این مولکول‌ها عمل کرده و پس از طی مراحلی جای خود را به این مولکول‌ها داده‌اند و این سیر مولکول‌های آلی ادامه یافته و سرانجام DNA این نقش را بر عهده گرفته باشد. داوکینز احتمال درست بودن این فرضیه را بیشتر می‌داند.


برچسب‌ها: قرآن, آفرینش, منشا حیات, آفرینش انسان, ریچارد داوکینز, ساعت ساز نابینا, ژن خودخواه

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 19:58 |
یکی از مشکلاتی که همواره گریبانگیر ادیان آسمانی بوده است مخلوط شدن آموزه‎های الهی با تصورات و باورهای مردم است که این التقاط در زمان نزول این مبانی، به علت جهل و تصورات سنتی آن‌ها، عمدتاً به صورت ناگزیر باعث بوجود آمدن اعتقادات شبه‌دینی می‌شود. با پیشرفت علم و کاهش جهل مردم گاهاً پیش می‌آید که یافته‌های جدید علمی با باورهای ظاهرا مذهبی تناقض داشته و این تصور پیش می‌آید که بین دین با علم تضاد پیش آمده است و نتیجه گرفته می‌شود که راه این دو از یکدیگر جداست. هر چند که تعصب روی علم هم به علت محدودیات علم نوعی جهل به شمار می‌آید ولی از آنجایی که علم در پی یافتن بهترین توضیح ممکن برای پدیده‌هاست و همواره در حال پیشرفت است نبایستی خیلی به بیراهه برود و اگر این تصور را داشته باشیم که خداوندی که اینهمه انسان را به تفکر و تدبر فرا خوانده است ابزاری به او داده باشد که او را گمراه کند به نظر می‌آید که به اشتباه رفته باشیم.

یکی از مهمترین مسائلی که امروزه در دنیای علم اگر جایگاه اول بحث و گفتگو را به خود اختصاص نداده باشد قطعاً دومین جایگاه را در این زمینه دارد مسئله حیات، طبیعت و منشأ موجودات زنده می‌باشد. پیشرفته‌ترین درک علمی که تا بحال انسان از طبیعت داشته مبتنی بر تئوری فرگشت داروین می‌باشد که حیات و پیچیدگی‌های آن را حاصل انتخاب انباشتی خصوصیات موجودات زنده طی چند میلیارد سال می‌داند. این نظریه اکنون از لحاظ علمی در سطحی از پیشرفت به سر می‌برد که هیچ تئوری علمی رقیبی را در مقابل خود نمی‌بیند.

مسئله خلقت در قرآن نیز آیات بسیاری را به خود اختصاص داده است. دید اشتباهی که برخی جاها نسبت به خلقت به صورت سنتی وجود داشت دید خلقت کن فیکونی یا آنی بود که شاید آیاتی از این دست در شکل گرفتن آن نقش داشتند:

َديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (117) بقره

 [او] پديد آورنده آسمانها و زمين [است‏]، و چون به كارى اراده فرمايد، فقط مي‌‏گويد: « [موجود] باش» پس [فوراً موجود] مي‌‏شود. (117)

با اینکه در بسیاری جاهای دیگر قرآن از آفرینش مرحله‌ای و تدریجی انسان سخن گفته شده است و در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت باید در مورد این آیات این نکته را مورد توجه داشته باشیم که خلقت آنی برای خداوند آنی است، برای درک این موضوع توجه به این نکته بسیار مفید است که خداوند خود زمان را آفریده است و تحت زمان نمی‌باشد و بدیهی است که اراده و انجام کاری برای خود خداوند زمان‌بر نمی‌باشد. برای اعتقاد به این تصور غلط باید اینگونه تصور کرد که خود خداوند تحت قوانینی قرار گیرد که خلق کرده است. با این وجود خلقتی که برای خدا آنی است برای انسانی که تحت زمان و دیگر قوانین طبیعی خلق شده به صورت تدریجی اتفاق می‌افتد. برای جزئیات بیشتر در مورد خلق زمان به پست «ساعت‌ساز نابینا» مراجعه نمایید.

گواه دیگر این مطلب آیه‎ای است که خداوند در مورد خلقت عیسی آورده است:

إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ‏ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ  خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ(59) آل عمران

در واقع، مَثَلِ عيسى نزد خدا همچون مَثَلِ [خلقت‏] آدم است [كه‏] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت: «باش» پس وجود يافت. (59)

همانطور که مشاهده می‌شود در اینجا خلقت حضرت عیسی هم به صورت کن فیکونی (آنی) گفته شده است در حالیکه توسط ما به مانند دیگر موجودات به صورت تدریجی درک شده است. این آیه در بررسی منشأ حیات آیه‌ای بسیار کلیدی است که در پست «منشأ حیات» به آن پرداخته شده است.

و اما در مورد خلقت تدریجی آیات زیادی در قرآن وجود دارد که مطالب زیادی نیز در مورد آن‌ها نگاشته شده است و ما قصد تکرار آن‌ها را نداریم و سعی می‎کنیم به آن آیاتی که کلیدی‌تر بوده و کمتر بدانها توجه شده است بپردازیم. کلیدی‎ترین و واضح‌ترین آیه‎ای که تا بحال اینجانب در مورد خلقت تدریجی در قرآن با آن مواجه شده‎ام آیه زیر می‎باشد:

وَ قَدْ خَلَقَكمُ‏ْ أَطْوَارًا(14) نوح

و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است. (14)

لحن و صراحت این آیه به گونه‌ای می‌باشد که نیاز به هیچ گونه تفسیر و تأویلی ندارد. همچنین در ادامه در آیه‌ای دیگر از سوره نوح خلقت انسان را به مثابه گیاهان ذکر می‌کند:

وَ اللَّهُ أَنبَتَكمُ مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا(17) نوح

و خدا [ست كه‏] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد (17)

با نگاه به تئوری خلقت فرگشتی انسان و درک آن مشاهده می‌شود که این این رویانده شدن از زمین تعبیری بسیار با مسما و جالب است.


برچسب‌ها: آفرینش, قرآن, فرگشت, داروینیسم

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 2:44 |

کتاب «ساعت‌ساز نابینا» نام تنها اثری است که از ریچارد داوکینز در داخل کشور ترجمه و چاپ شده است. چاپ کتابی از این دانشمند که یکی از معروف‌ترین آتئیست‌های حال حاضر جهان می‌باشد در ایران علاوه بر اینکه مایه شگفتی است حرکتی بسیار قابل ستایش است، چرا که علاوه بر اینکه جوانان جویای علم را با زبانی ساده و قابل فهم با نظریات روز علم زیست‌شناسی  آشنا می‌سازد، فرصتی را نیز فراهم می‌کند تا به دلایل این نویسنده برای رد آفرینش انسان و طبیعت آشنا شده و در مورد آن به تفکر پردازخته و حتی با پیشرفت نظری، امکان نقد و بحث و گفتگو درباره آن‌ها فراهم آمده و این دلایل به چالش کشیده شوند.

داوکینز یکی از نوابغ عصر ماست که به علت دفاع سرسختانه‌اش از تئوری فرگشت (که به اشتباه در زبان فارسی به آن تکامل گفته می‌شود) بسیاری او را داروین عصر حاضر می‌دانند. تعصب و دفاع سرسختانه وی از این تئوری به گونه‌ای است که خود وی، کتابش را کتابی بی طرفانه نمی‌داند و جانبداری متعصبانه خود را از تئوری فرگشت انکار نمی‌کند. با اینکه نبوغ و وجدان علمی داوکینز در بسیاری از کارهایش قابل ستایش است ولی تعصبی که بر روی مطالب علمی و مخالفت تند با نظریات دیگر به خرج می‌دهد نیز به مانند دیگر تعصبات علمی عصر حاضر در انکار هر چیز ماورایی، شاید عکس‌العملی به قرن‌ها تعصبات مذهبی و شبه‌مذهبی کورکورانه کلیسا باشد.

مطالب ذکر شده در کتاب از بسیاری جهات برای فهم طبیعت، کلیدی بوده و بینشی عمیق و شگفت‌انگیز در مورد حیات و جنبه‌های مختلف آن به انسان می‌دهد. لحن دشمنانه‌ی داوکینز نسبت مذهب که خود به آن معترف است، در این کتاب نسبت به کتاب‌های دیگرش کمرنگ‌تر است و آن هم به دلیل پرداختن بیشتر به مسائل زیستی مورد تخصص داوکینز و دور شدن نسبی از مسائل فلسفی و مذهبی می‌باشد. با این حال در جای جای کتاب و مخصوصاً در اواخر آن، تئوری آفریده شدن طبیعت و انسان را با توجه به یافته‌های علمی‌اش به طور کامل و قاطع رد می‌کند و آن را توضیح مناسبی برای این همه عظمت و پیچیدگی نمی‌داند.

نظریات داوکینز نتیجه قرن‌های متمادی تفکر انسان در طبیعت و به طور خاص بیش از یک قرن داروینیسم بوده و علاوه بر قابل ستایش بودن، رد کردن آن‌ها از لحاظ علمی کار آسانی نیست امّا اشتباهی که داوکینز در هنگام جدا شدن از مباحث مورد تخصص‌اش و وارد شدن به وادی فلسفه و خداشناسی می‌کند نباید از نظر دور بمانند. داوکینز آفرینش تدریجی و اینکه هیچ نیروی غیرطبیعی در آفرینش موجودات نقش نداشته است را دال بر این می‌داند که این موجودات توسط نیروی ماورایی آفریده نشده‌اند و حاصل چند میلیارد سال فرگشت می‌باشند. این نظر زمانی درست است که آفرینش انسان و دیگر موجودات را آنی و نتیجه‌ی مستقیم نیروهای ماورایی بدانیم حال اینکه با توجه به آیات و روایات در قرآن و احادیث آفرینش انسان به صورت آنی نبوده است و تدریجاً صورت گرفته است که در پست «آفرینش تدریجی یا آنی» به آن مفصلاً پرداخته شده است. از طرف دیگر خدا جهان و طبیعت را طبق قوانینی که آفریده است اداره می‌کند و دخالت مکرر خداوند در سیر آفرینش علاوه بر اینکه کامل نبودن سیستم افریده شده توسط وی را می‌رساند این تصور را هم بوجود می‌آورد که خداوند تحت زمان قرار دارد. همانطور که مشاهده می‌شود داوکینز اشتباهی را که امروزه بسیار در علم تجربی رایج است تکرار نموده و با نگاه جزئی به طبیعت و نیروهای طبیعی آن‌ها را محور قرار داده و وجود آفریننده را برای آن‌ها در نظر نمی‌گیرد.

در پایان کتاب (ص 371) مهم‌ترین دلیلی که داوکینز برای رد خداوند مطرح می‌کند به شرح زیر می‌باشد (نقل به مضمون):

با توجه به اینکه در مباحث مطرح شده در کتاب ثابت می‎شود که پیدایش طبیعت و موجودات به صورت ناگهانی و آنی نبوده و از پیدایش فرگشتی اولین مولکول‌های زنده شروع شده و با انتخاب انباشتی صفات به اینجا رسیده است پیدایش خودبخوری کاملاً بعید بوده و «پیدایش خود به خودی آن معبود هم» غیرممکن می‌باشد.

در اینجا باید توجه شود که داوکینز با خدا هم به مانند تمام موجودات طبق دانش زیستی خود برخورد می‌کند و پیدایش آن را بدین صورت رد می‌کند که حرف درستی است اما باید توجه داشت که پیدایش و فرگشت مختص موجوداتی است که در کره زمین و یا دیگر کرات، تحت زمان خلق شده‌اند حال آنکه زمان خود خلق شده است و همیشه وجود نداشته است. خلقت زمان را استیون هاوکینگ دانشمند سرشناس ریاضیات کاربردی و فیزیک نظری در سال 1968 در مقاله‌ای به اثبات رسانید و ثابت کرد که زمان در لحظه بیگ بنگ بوجود آمده است (منبع: جهان در پوست گردو، نوشته استیون هاوکینگ، ص 67) همچنین در قرون گذشته هم توسط فیلسوفانی چون اگوستین قدیس (در قرن پنجم میلادی) مطرح شده است (منبع: جهان در پوست گردو، نشر حریر، ص 61). حال وجودی که خود زمان را خلق کرده است چگونه می‌تواند تحت قوانین خلق شده توسط خود قرار گیرد؟

یکی از مسائل جذاب دیگری که در این کتاب مطرح می‌شود بررسی فرضیات شروع حیات می‌باشد که دو مدل اصلی که تابحال برای شروع حیات ارائه شده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهد. این دو مدل عبارتند از مدل «سوپ بنیادین» که قبلا در مباحث علمی زیاد به آن پرداخته شده است و مدل جدیدتر و پیشرفته‌تر شروع حیات از بلورهای کانی مواد معدنی خاک رس و گل می‌باشد.

در پایان خواندن این کتاب را به همه دوستان کنجکاو و کسانی که به آفرینش و طبیعت علاقه‌مند هستند توصیه می‌کنم و امیدوارم که با ذهنی ورزیده دید خود را نسبت به طبیعت و آفرینش توسعه داده و به کرنش بیشتر در برابر خالق آن مفتخر شوند.


برچسب‌ها: کتاب, ساعت ساز نابینا, ریچارد داوکینز, آفرینش, فرگشت, آتئیسم

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:39 |

چند سال پیش کتاب «آخرین پرنده در شاخه‌ای تنها» رو از «کالین مک کالو» خونده بودم و از نوع کتاب و نگاهی که یک نویسنده زن به مسائل عاطفی داشت خوشم اومده بود، کتاب خوبی بود؛ ولی تا امسال قسمت نشد کتاب «مرغان شاخسار طرب» که به نوعی بهترین اثر این نویسنده ست رو بخونم.

بعد از تموم شدن این کتاب سراغ نقشه رفتم تا جای نیوزلند رو پیدا کنم، جایی که یه تیکه از روحم رو جا گذاشته بودم، زیر همون بوته‌های جلوی خونه، کنار همون جایی که مروارید‌های لباس عروسک مگی روی زمین ریخته بود، سمت راست جاده منتهی به مدرسه...

و یه تیکه دیگه‌ش رو توی مرکز استرالیا توی دروگیدا، جلوی خونه و داخل قبرستون، سر همون قبری که مگی اون شب جشن به خاطر بی توجهی رالف گریه کرده بود، همون قبری که کلیسا و یه پیرزن حسود برای عشق‌شون کنده بودن و چقد تلخ بود این قانون بی دلیل . . .

این رمان یکی از زیباترین داستان‌های عاشقانه‌ایه که تا بحال نوشته شده و به نوعی اعتراض‌گونه، سرنوشت تلخی رو برای عشق یک کشیش جوان به اسم رالف و دختری به اسم مگی رقم میزنه. عشقی که رالف در کنار بزرگ شدن مگی کوچک و همزمان با حمایتی که از این دختربچه نسبتا تنها می‌کرد، شاهد پا گرفتنش بود. دلیل اصلی این اتفاق تلخی که گریبانگیر عشق پاک این دو نفر میشه این قانون کلیسای کاتولیکه که کشیش‌ها حق ازدواج ندارن. کتاب علاوه بر روایت بسیار جذاب و لطیفی که داره حاوی بحثای خوبی در مورد بعضی مسائل سیاسی و مذهبی هم هست که در نوع خودش جالبه


برچسب‌ها: کتاب, کالین مک کالو, مرغان شاخسار طرب, رمان

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 0:50 |

مدتی بود این قضیه آب گرفتن خط چهار مترو سوژه کاریکاتور، طنز و مینیمال‌ توی سایتای اینترنتی شده بود. حالا بعد از دو هفته که تونستن قضیه رو جمع کنن اومدن میخوان واسه این حماسه نمایشگاه عکس برگزار کنن :)) خدایا اینا رو از ما نگیر


برچسب‌ها: شهرداری, سیاسی, عکس

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:57 |

کارتون از: محمد کارگر

ترجمه به انگلیسی: احسان مرادپور



برچسب‌ها: کارتون, سیاسی, ایران

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 و ساعت 20:45 |


برچسب‌ها: عکس, طنز

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 19:6 |

در پست اول آفرینش زمین و آسمان به آیات مربوط به این امر در قرآن پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که در آیات آورده شده لفظ استفاده شده به معنای آفرینش آسمان پس از زمین نیست. این نتیجه‌گیری در ابتدا خیلی قانع کننده به نظر نمی‌رسد و شاید اینگونه تصور شود که برای فرار از تضاد با علم تجربی و توجیه مسئله اینگونه نتیجه گرفته شده است اما در اینجا آیاتی آورده می‌شود که آفرینش آسمان پس از زمین به وضوح در آن آورده شده است:

ءَ أَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ  بَنَئهَا(27)
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّئهَا(28)
وَ أَغْطَشَ لَيْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضحَُئهَا(29)
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذَالِكَ دَحَئهَا(30)

آيا آفرينش شما دشوارتر است يا آسمانى كه [او] آن را برپا كرده است؟ (27)
سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معين‏] درست كرد، (28)
و شَبَش را تيره و روزش را آشكار گردانيد، (29)
و پس از آن، زمين را با غلتانيدن گسترد، (30)
سوره نازعات

اما این تضاد در دو سری آیات مطرح شده با توجه به کلمات استفاده شده برطرف می‌شود. در سری اول آیاتی که ذکر شد فعل استوی متعدی به الی می‌باشد که معنای تاخیر را نمی‌رساند همچنین از لفظ پرداختن (فسواهن) به آسمان استفاده شده است در حالیکه در سوره نازعات از کلمه «خلق» برای آسمان و «بعد» برای زمین استفاده شده است که هیچ شبهه‌ای را در معنای واقعی آن ایجاد نمی‌کند.

نکته‌ی جالب دیگری که در آیه 30 سوره نازعات به چشم می‌خورد استفاده از لفظ غلتاندن برای آفرینش زمین می‌باشد که ساخت اشیای کروی را به ذهن متبادر می‌کند.

یکی از گزینه‌هایی که توسط یکی از روحانیون به نام مرتضی رضوی در کتاب تبیین جهان و انسان (موجود در سایت بینش نو) برای پاسخ به این سوال مطرح کرده بود این است که در ابتدای خلقت ماده به صورت متراکم بوده است و پس از انفجار فاصله بین آن ایجاد شده است که لفظ آسمان به این فاصله اطلاق می‌شود که در نگاه اول قابل قبول به نظر می‌رسد ولی با دقت بیشتر در آیه این گزینه مردود است:

هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ (29) بقره

اوست آن كسى كه آنچه در زمين است، همه را براى شما آفريد سپس به [آفرينش‏] آسمان پرداخت، و هفت آسمان را استوار كرد و او به هر چيزى داناست. (29)

همانطور که مشاهده می‌شود در آیه 29 سوره بقره سخن از آفرینش هر آنچه در زمین است شده است در حالیکه در لحظات اولیه انفجار بزرگ ماده حتی به شکل مواد شناخته شده امروزی هم موجود نبوده است و نمی‌توان برای آن لفظ هر آنچه در زمین است (اعم از اشیا و موجودات زنده) را قبول نمود.


برچسب‌ها: قرآن, آفرینش, آفرینش زمین و هفت آسمان

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در جمعه نوزدهم اسفند 1390 و ساعت 19:55 |

انتخاب فیلم جدایی نادر از سیمین به عنوان فیلم برگزیده جشنواره گلدن گلوب و احتمال گرفتن جوایزی در جشنواره اسکار به یکی از مهمترین خبرهای اخیر تبدیل شده است که واکنش‌های مثبت و منفی بسیاری را برانگیخته است.

واکنش‌های منفی مسئولین زمانی شروع شد که این فیلم به عنوان فیلم مورد حمایت مخالفین حکومت در برابر فیلم اخراجی‌های 3 تبدیل شد، در حالیکه تا آن زمان تقریباً نظام حساسیت قابل ملاحظه‌ای روی این فیلم نشان نداده بود و علاوه بر تقدیر از آن در جشنواره فجر اکران این فیلم به همراه فیلم اخراجی‌های 3 در تاریخ مناسب 25 اسفند شروع شده و تبلیغات آنها هم در رسانه ملی پا به پای هم صورت می‌گرفت.

حمایت مخالفان حکومت از این فیلم بدون اینکه مبنای خاصی داشته باشد حرکتی بود که واکنش انفعالی نظام را برانگیخت و در موضعی منفعلانه به تدریج نشانه‌های عدم توجه به این فیلم هویدا شد و این اشتباه استراتژیک امروزه تا مرز طرد کامل اصغر فرهادی کارگردان این فیلم خوش ساخت هم پیش رفته است و متاسفانه امکان دارد که بار دیگر شاهد باشیم که نظام هنرمندانی را که در این خاک پا گرفته و با استفاده از امکانات آن رشد کرده‌اند را بار دیگر در کمال ناشی‌گری به مخالفان خود تقدیم کند و این بار نوبت به یکی از شاخص‌ترین آن‌ها یعنی اصغر فرهادی رسیده باشد. و اما اصغر فرهادی:

به دلایلی اعتقاد دارم که اصغر فرهادی بهترین کارگردان حال حاضر کشور از لحاظ هنری و نبوغ هنری می‌باشد و تنها کارگردانی است که علاوه بر سطح بالای هنری، کارهایش مورد توجه مردم معمولی جامعه هم قرار می‌گیرد و این دو خصوصیات معمولاً در یک کارگردان جمع نمی‌شوند.

جدایی نادر از سیمین را باید با توجه به فیلم‌های قبلی فرهادی بررسی کرد. با نگاهی به فیلم‌هایی چون چهارشنبه سوری، شهر زیبا و درباره الی درمی‌یابیم که نگاه جامعه‌شناختی او به خانواده‌های سطح پایین و سطح بالای جامعه بی‌نظیر است و در دو فیلم چهارشنبه سوری و جدایی نادر از سیمین این دو نوع خانواده را برای مقایسه‌ای ظریف در کنار هم نهاده است و با انصاف هر چه تمام‌تر، بسیار حرفه‌ای زیبایی‌ها و مشکلات هر دوی این نوع خانواده‌ها را به نمایش می‌کشد. بر خلاف اظهارنظر برخی که جدایی نادر از سیمین را سیاه‌نمایی جامعه و خانواده‌های ایرانی خواندند و برخی کندذهن‌ها هم که از این اظهارنظر مبتدیانه سوء استفاده کرده و این سیاه بودن را واقعی خواندند باید گفت که می‌توان در لایه‌های زیرین و همزمان قوی فیلم، تمایل خود اصغر فرهادی را به خانواده‌های سنتی‌تر که بیشتر از مذهب بهره برده‌اند دید. این علاقه و رجحان در فیلم چهارشنبه سوری که توسط یک مخاطب عادی هم قابل انکار نیست ولی در مورد جدایی نادر از سیمین:

مذهب در کنار مشکلات اقتصادی شدید خانواده مستضعف این فیلم یکی از خصیصه‌ها و بدبختی‌های این خانواده نیست بلکه در واقع راه نجات وی در برابر دادگاه اخلاقی عظیمی است که حرفه‌ای ترین اخلاق‌گراها هم شاید به راحتی نتوانند از آن سربلند بیرون بیایند. زنی که بچه وی سقط شده است تنها به دلیل وسواس در انجام شریعت و عدم اطمینان در دلیل سقط بچه است که تصمیم می‌گیرد در رقابتی کاملاً نابرابر با خانواده‌ای مرفه، از گرفتن دیه بچه بگذرد و تمام مشکلات اقتصادی خانواده را با گوشه‌ای از دارایی‌های خانواده مقابل حل نکند و این مسئله‌است که از دید مدعیان شریعت پنهان مانده است.

در مورد خانواده نادر و سیمین هم که یکی از منتقدان با نسبت دادن آن به عنوان موجه‌ترین نوع خانواده ایرانی، کل فیلم را نسخه ایرانی «بدون دخترم هرگز» خوانده بود باید گفت که این خانواده به هیچ وجه نشان دهنده موجه‌ترین خانواده ایرانی نیست بلکه به خوبی نشان دهنده ضعف ایدئولوژیک خانواده‌های مرفه‌ای است که کمتر از مذهب بهره می‌برند و عموماً به تفکرات انسان محورانه خود متکی هستند که در این فیلم این بنا به زیبایی در یک صحنه فرو میریزد:

نادر انسانی بسیار متشخص و معتمد به نفس است و در طول فیلم نشان داده می‌شود که با تربیت معقول «ترمه» دختر خود سعی دارد به او بفهماند که نه به حق کسی دست درازی کند و نه اجازه دهد که کسی به حق او دست درازی کند ولی این شخصیت خلل‌ناپذیر زمانی در چشمان ترمه ویران می‌شود که مشخص می‌شود در جایی برای کوتاه نیامدن در برابر خانواده‌ای که قائل به گرفتن دیه فرزند سقط شده خود است  دروغ می‌گوید.

همچنین زندگی و فرزند سیمین آنقدر برای او اهمیت ندارد که خارج رفتن را به زندگی در ایران ترجیح بدهد و درگیری نادر و سیمین بر سر این قضیه مهاجرت بیش از اینکه واقعی باشد نوعی لجبازی است به گونه‌ای که پس از مرگ پدر نادر و از بین رفتن تنها بهانه او برای ماندن در ایران، نادر و سیمین از هم جدا می‌شوند.

بار دیگر باید اشاره نمود که تقابلی که فرهادی بین این دو خانواده ایجاد کرده است به نحوی شگفت‌انگیزی و کاملاً حرفه‌ای انسان را در تنگنای اخلاقی قرار داده به گونه‌ای که احساسات و اخلاق بطرزی سرکشانه با هم درگیر شده و در نهایت برنده این درگیری دیگری است و این است که بزرگترین پیام این فیلم از دید من «مذهبی» است.

در اعتراض به رفتار منفعلانه و بیخبرانه مسئولین در مورد این می‌توان از آنها پرسید که اگر جایزه گرفتن در جشنواره‌های خارجی نشانه اهداف ضد نظام یک فیلم است چرا بچه های آسمان مجید مجیدی را که در جشنواره اسکار سال 97 یکی از پنج فیلم نامزد نهایی جایزه اسکار شد را یکی از افتخارات فرهنگی کشور می‌دانید؟

  در پایان باید اعتراف کنم که هنوز کورامیدی به این دارم که پس از مراسم اسکار و بازگشت دست‌اندرکاران این فیلم به میهن عزیزمان استقبال و تشکر جانانه‌ای از این عزیزان صورت گرفته و نخبه‌سوزی مسئولان این بار در ابعادی بسیار بزرگتر به رخ دادن ادامه ندهد.


برچسب‌ها: نقد فیلم, جدایی نادر از سیمین, اصغر فرهادی

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 و ساعت 11:9 |
مرگ برای من عظمتی خواهد داشت بی مثال. نه اینکه از زندگی راضی نباشم و انتظار مرگ را بکشم. نه اینکه آنقدر خوب بوده باشم که برای رسیدن به نتایج اعمالم لحظه شماری کنم، نه. عظمت مرگ درست در لحظه‌ی وقوع آن خواهد بود و تشنگی کنجکاوانه برای تجربه آن؛ که در مدت زمانی کوتاه و شگفت‌آور جواب یک عمر سوال و فرضیه را خواهی یافت. لذت آن همچون لذت دیدن اتم در زیر میکروسکوپ خواهد بود با این که همه می‌دانند مواد از اتم تشکیل شده‌اند. لذتی همچون تجربه بزرگترین آزمایش بشریت زمانیکه فرضیات آن را میلیون‌ها بار در ذهنت مرور کرده‌ای و تشنگی لحظه‌ای تجربه‌ی عملی این معجزه دیوانه‌ات کرده است


برچسب‌ها: مرگ

اشتراک و ارسال مطلب به:
یاهو مسنجر بالاترین فیس بوک دنباله فرندفید ایمیل خوشمزه کلوب تویتر گوگل باز

+ نوشته شده توسط احسان مرادپور در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 و ساعت 11:55 |